نویسنده:

سید عطاءالله مهاجرانی

بدیهی می‌نمود که دولت ببرک کارمل اگر چه نسبت به دولت نور محمد تره‌کی که یک سال و نیم طول کشید( از ماه اپریل ۱۹۷۸ تا ۱۴ سپتمبر ۱۹۷۹) و حفیظ الله امین که سه ماه و ده روز به طول انجامید ( از ۱۶ سپتمبر ۱۹۷۹ تا ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹) دولت ببرک کارمل حدود هفت سال به طول انجامید( از ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹ تا ۲۴ نوامبر ۱۹۸۶) پیدا بود که ببرک کارمل نمی‌توانست بر امور مسلط باشد. مهمترین دلیلش این بود که دولت او پشتوانه ملی نداشت. دولت کودتای شوروی در افغانستان، آن هم علیه دولت کودتای دیگری بود. امور نظامی و امنیتی در اختیار ارتش شوروی بود. در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هم، دولت ببرک کارمل و پولیت بوروی حزب کمونیست افغانستان نمی‌توانست بدون نظر مستشاران شوروی اقدام کند. چنان که یک بار در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی، وقتی خبرنگار از ببرک کارمل پرسید:
«آیا شما در باره هیچ امری از اصول سیاست‌ها با اتحاد شوروی مخالفت دارید؟ پاسخ: نه، ابداً!» (۳۳)
عکس قضیه صادق نبود و اتحاد شوروی نسبت به کارمل چنان نظری نداشت. حتی گفته می‌شد شوروی از کشتمند که نخست وزیر بود حمایت می‌کرد، کشتمند به عنوان آدم شوروی شناخته می‌شد.

هر روز و هفته‌ای که می‌گذشت بخشی از قلمرو افغانستان که در کنترول دولت بود، مجاهدان در گوشه و کنار کشور بر آن مسلط می‌شدند. حتی یک بار مجاهدان هرات را تصرف کردند که ضربه‌ای سنگین نظامی و سیاسی و تبلیغاتی برای دولت کمونیستی بود. نه تنها برای دولت دست نشانده، بلکه برای شوروی و ارتش شوروی که از دولت حمایت می‌کردند، قابل تصور نبود. ارتش شوروی که در آغاز به ابتکار و بر اساس براورد پلیت بورو (۳۴) ( کمیته مرکزی و اجرائی حزب کمونیست شوروی) گمان می‌کردند تسلط بر افغانستان آسان و حضور انبوه نظامیان شوروی موقت است، در عمل و مواجهه با امر واقع، دریافتند که برآوردشان اشتباه بوده است. به همین دلیل شیوه‌های اجرائی و یا استراتژی حضور در افغانستان را بر استقرار طولانی مدت قرار دادند. نشانه‌های استقرار و حضور طولانی مدت را که تا هشت سال طول کشید، می‌توان در انجام برخی سیاست‌های اجرایی مشاهده کرد.
قصر تاج بیگ که در منطقه دارالامان کابل بود، قصر مقرّ حفیظ الله امین به عنوان کاخ ریاست جمهوری بود و در همانجا نیروهای امنیتی و اطلاعاتی گا گ ب(کی جی بی) او را کشته بودند، از این قصر در دوران پادشاهی به عنوان محل اقامت شاه و شکارگاه استفاده می‌شد. قصر را بازسازی کردند و تبدیل به مقرّ فرماندهی نظامی شوروی شد. در واقع به زبان اشاره بیان شده بود که مرکز حکومت کجاست و در اختیار کیست.
برای نظامیان شوروی مراکز اقامت طولانی مدت ساخته شد. برای ارتش شوروی پمپ بنزین‌های اختصاصی و انبارهای مهمات در مناطق کلیدی کابل درست کردند.
سیستم اطلاعات و ارتباطی قابل حمل و نقل را سامان دادند. که جایگزین سیستم های مستقر و دائمی می‌شد.
پل‌های موقتی که بر روی رودخانه آمودریا ساخته بودند، با پل‌های دائمی که در تاریخ ۱۲ می ۱۹۸۲ افتتاح شد، جایگزین شد. ارتش شوروی در صدد ساخت خط آهن در افغانستان بود تا تدارک مهمات برای ارتش شوروی آسانتر انجام شود.
دولت شوروی کوشید، برای افغانستان ارتش بسازد. مثل همان کاری که امریکا و ناتو در دوران اشغال بیست ساله کوشیدند انجام دهند.
حقوق نظامیان را بالا بردند. پاداش‌های متنوع پیشنهاد می‌کردند. جوانان را تشویق می‌کردند به ارتش بپیوندند. این برنامه با استقبال روبرو نشد. رژیم وابسته نمی‌توانست جاذبه لازم را برای پیوستن جوانان و استخدام آنان به ارتش فراهم کند. حزب کمونیست افغانستان و حزب کمونیست شوروی به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهند از بقای طولانی مدت سخن بگویند می‌بایست از ارتش قدرتمند افغانستان صحبت کنند. بدیهی است که ارتش قدرتمند، نیاز به انگیزه و ایمان نظامیان دارد، ابزار و آموزش نظامی در مراتب بعدی معنی پیدا می‌کند. جوانان افغانستانی حاضر نبودند، در زیر سایه سنگین ارتش شوروی و تحت قیمومیت و آمریت آن‌ها به ارتشِ دولت دست نشانده بپیوندند.
از حیث حقوقی و به اصطلاح مشروعیت قانونی و سیاسی نیز دولت شوروی کوشید، تا با امضای قراردادی حضور خود در افغانستان را تمدید کند. در عنوان قرار داد، تأکید بر «حضور موقت» ارتش شوروی در افغانستان بود. در ۱۳ و ۱۴ ماه مارچ سال ۱۹۸۰ وزیر خارجه افغانستان شاد محمد دوست، به مسکو رفت و با گرومیکو وزیر امورخارجه شوروی، موافقتنامه را امضاء کرد.

هیچ کس از متن موافقتنامه اطلاعی نیافت و روشن نشد که مراد از «حضور موقت» چیست و چگونه است، در چه شرایطی و با تشخیص کدام طرف تمدید می‌شود یا نمی شود؛ چنانچه در ماه اکتبرسال ۱۹۶۸ دو ماه بعد از اشغال چکوسلواکی یعنی بیش از یازده سال قبل از امضای تواقفنامه با افغانستان، دولت شوروی موافقتنامه‌ای با دولت چکوسلواکی در مورد حضور موقت ارتش شوروی امضا کرده بود که همچنان ادامه داشت.
رادیوی کابل فقط اعلام کرد که موافقتنامه در باره شرایط اقامت موقت ارتش شوروی در افغانستان است. در هنگامی که موافقت نامه امضا شد، ارتش شوروی در افغانستان حدود ۱۰۰ هزار نفر بود. (۳۵)
پی نوشت
(۳۴) پلیت بورو(در افغانستان: بیروی سیاسی) در واقع هسته اصلی و مرکزی اتخاذ تصمیم های سیاسی و نظامی و امنیتی بود. نخستین پلیت بورو با ابتکار لنین در سال ۱۹۱۷، بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اکتوبر، در مسکو تشکیل شد. اعضاء نخستین پلیت بورو هفت نفر بودند: لنین، زینوویف، کامنوف، تروتسکی، استالین سوکولینیکوف و بوبنوف، بعداً در کشورهای دیگر نیز براساس تبعیت از مدل شوروی، پولیت بورو تشکیل شده بود. چنانکه در زمان اشغال افغانستان نیز، در عهد دولت ببرک کارمل و بعد نجیب الله، در افغانستان پولیت بورو تشکیل شده بود. بدیهی بود که پولیت بوروی دولت افغانستان مجری تصمیمات و تابع پولیت بوروی اتحاد شوروی بود.

کد خبر: 100010