همانگونه که داوود خان نزدیک ترین فرد به ظاهرشاه و نخست وزیر او بود و علیه ظاهر شاه کودتا کرد؛ حفیظ الله امین نیز که مرد قدرتمند دولت نور محمد تره‌کی به شمار می‌رفت، نه تنها علیه تره‌کی کودتا کرد، بلکه تره‌کی و هیجده یا به روایتی سی نفر از اعضای خانواده و نزدیکان او را کشت. حفیظ الله امین مانند تره‌کی پشتون و غلزایی بود. تره‌کی از طایفه «تره‌کی» و امین مثل حکمتیار از طایفه «خروتی» بود، او درسخوانده بود. از دانشگاه کلمبیا در امریکا در رشته آموزش و پرورش، کارشناسی ارشد گرفته بود. نبی مصداق، در زمانی که حفیظ الله امین در لندن بود با او ملاقات می‌کند. می‌بیند اتاقش پر از کتاب‌های مارکسیستی و کمونیستی است، امین به مصداق می گوید: « ما نمی‌توانیم به پای امریکا و اروپا برسیم. تنها راه پیشرفت برای کشور ما، کمونیزم است» باور داشت، سرنگونی رژیم پادشاهی آسان و مثل یک تفریح بعد از ظهر بهاری است. « من به امریکایی‌ها گفتم که من با بیست هزار دالر می‌توانم رژیم پادشاهی را براندازم.» (۶۶)

ببرک کارمل بعد از کشته شدن حفیظ الله امین مدعی بود که امین با سیا ارتباط داشته است. کارمل در گفت‌وگو با آرتیوم برویک روزنامه نگار روسی در مسکو، به جای اینکه سندی مبنی بر همکاری حفیظ الله امین نشان دهد، تحلیلی ارائه می‌کند، بر اساس تحلیل کارمل، « امریکا صدها میلیون دالر صرف برانداختن نظام کمونیستی و عدم استقرار در افغانستان کرد، بدیهی است که ویرانسازی حفیظ الله امین کاملاً در جهت استراتژی امریکا در افغانستان بوده است.» (۶۷)
حفیظ الله امین به دلیل نفوذی که در ارتش و نیروهای امنیتی داشت، تدارک کودتا برایش دشوار نبود. به ویژه دولت شوروی و کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی نیز با کودتا موافق بودند. باور داشتند که تره‌کی توانایی مدیریت کشور را ندارد و محتمل است که اساس دولت سوسیالیستی افغانستان، به دلیل ناکارآمدی تره‌کی به خطر بیفتد. در واقع شوروی با کودتای حفیظ الله امین گام دیگری در جهت تثبیت موقعیت و نفوذ خود در افغانستان برداشت.
حفیظ الله امین، چنان که شوروی انتظار داشت گوش به فرمان نبود. به عنوان نمونه از در اختیار قرار دادن پایگاه نظامی و هوایی شیندند به ارتش شوروی خودداری کرد. نکته بسیار با اهمیتی در تفسیر درخواست ارتش شوروی مطرح شده است. کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی پیش بینی می‌کرد، به دلیل بحران گروگانگیری بین ایران و امریکا، احتمال دارد که امریکا و ناتو جنوب ایران را اشعال کنند، چنان که همین اتفاق در جنگ جهانی دوم افتاده بود. در این صورت فرصتی برای شوروی فراهم خواهد شد، که به اشغال آذربایجان و استان گیلان و مازندران بپردازد. از این رو پایگاه شیندند که در غرب افغانستان و در هفت مایلی شیندند در استان/ولایت هرات بود، موقعیت نظامی و سوق الجیشی مناسبی داشت. فاصله پایگاه شیندند تا مرز ایران ۷۵ کیلومتر بود. می‌توانست نقش تعیین کننده‌ای بر عهده بگیرد. بدیهی بود که تمامی رفتار و مواضع حفیظ الله امین توسط کا گ ب/کی جی بی رصد می‌شد. مشاور ویژه امور مالی او «یوری دراگیالیس» که با نام-کد «روموف» با کا گ ب مربوط بود، امین را فردی دارای نبوغ، اما جنایتکار و جاه طلب تحلیل کرده است. امین می‌خواست تمام قدرت در دست او باشد. می‌گویند روزی امین از او پرسیده بود، در شغل سابقت به عنوان نماینده لیتوانی در شورای وزیران اتحاد جماهیر شوروی، آیا به رفیق کاسیگین هم گزارش می‌دادی؟ وقتی دراگیالیس پاسخ مثبت می‌دهد، امین می‌گوید: در این صورت تو برجسته ترین شخصیت در افغانستان هستی!
امین از نظارت سختگیرانه اتحاد شوروی و عدم امکان جلب سرمایه از کشورهای بلوک غرب انتقاد می‌کند. می گوید: ببین! با ما مثل یک کودک نابالغ رفتار می‌کنند، هر گونه راه توسعه از طریق جذب سرمایه از بلوک سرمایه داری را به روی ما بسته‌اند. ما نباید به سرمایه های بخش خصوصی اجازه بدهیم که وارد افغانستان شود. زیرا ضعیف هستیم. توسعه افغانستان را همانند توسعه یکی از جمهوری های شوروی تلقی می‌کتند، گویی ما جمهوری شانزدهم هستیم. (۶۸)
امین در ۱۴ سپتمبر ۱۹۷۹ از توطئه ترورش جان سالم به در برد، تیم امنیتی تره‌کی می‌خواستند او را بکشند، در واقع تره‌کی کمیته‌ای متشکل از چهار وزیر برای محدودیت و حذف امین سامان داده بود:
وزیر دفاع، اسلم وطنجار
وزیر ارتباطات، گلابزوی
وزیر داخله، شیرجان مزدوریار
مسئول امنیت و اطلاعات، اسدالله سروری
این وزیران گزارش‌های خود را مستقیماً به تره‌کی می‌دادند.
امین هر چهاروزیر را از کابینه اخراج کرد.

اختلافات درون کابینه و شیوه دوگانه اداره کشور، موجب نگرانی جدی کا گ ب شده بود. در گزارشی در اول سپتمبر ۱۹۷۹ کا گ ب راه برون رفت از بحران را به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی( در واقع از طریق آندروپوف) پیشنهاد می‌کند. پنج نکته اصلی در تحلیل و پیشنهاد کا گ ب آمده است:
دولت تره‌کی و امین، قدرت اعمال اراده خود را در افغانستان از دست داده است. مردم به توانایی دولت باور ندارند. گرایش ضد شوروی در میان مردم گسترش یافته است. ما به تره‌کی و امین پیشنهاد کرده‌ایم که بایست با توده‌های مردم در ارتباط باشند و صرفاً به ارتباط با نهادهای حکومتی بسنده نکنند. آنان به استفاده از نیروی نظامی برای سرکوب مخالفان متکی هستند. شیوه‌های سرکوب ظالمانه‌ای را ادامه می‌دهند. این سیاست، عمدتاً به وسیله امین اجرا می‌شود. ما نکات ذیل را پیشنهاد می‌کنیم:
یکم: امین می‌بایست به سرعت از حضور در رهبری افغانستان برکنار شود.
دوم: تره‌کی می‌بایست یک دولت فراگیر دموکراتیک تشکیل دهد، نقش رهبری بایست به اعضای شورای رهبری حزب دموکراتیک خلق سپرده شود، از جمله اعضای حزب پرچم، نمایندگان قبایل و روحانیان و نمایندگان اقلیت‌های قومی و ملی، سازمان اطلاعات بایست در درون حکومت باشد.
سوم: زندانیان سیاسی که به شکل غیر قانونی دستگیر شده‌اند، به ویژه اعضای حزب پرچم بایست آزاد شوند و حزب بازسازی شود.
چهارم: دیدار غیر رسمی می‌بایست با ببرک کارمل رهبر حزب پرچم که در چکوسلواکی به سر می‌برد، انجام شود. در باره ایجاد ثبات در افغانستان و موقعیت سیاسی داخلی با ایشان گفت‌وگو شود.
پنجم: در صورت وخیم شدن اوضاع، در باره رهبری حزب دموکراتیک خلق تجدید نظر شود. (۶۹)
امین پیشدستی کرد، تره‌کی دستگیر شد. امین مسئولیت وزارت خارجه و دفاع را بر عهده گرفت. گلابزوی و سروری و وطنجار با کمک شوروی از کابل فرار کردند.
در ۱۶ سپتمبر امین به عنوان دبیر کل حزب انتخاب شد.
در ۶ اکتوبر معاون امین شاه ولی سفیر شوروی پوزانوف را به دخالت در ترور امین متهم کرد. در جلسه‌ای که نمایندگان حزب کمونیست از سراسر کشور حضور داشتند. پوزانوف به عنوان عنصر نامطلوب:Persona non grata معرفی شد. (۶۹)
پوزانوف در ۱۹ نوامبر کابل را ترک کرد و فکریات تابیوف جانشین او شد. (۷۰)
۸ اکتوبر تره‌کی به همراه ۱۸ یا ۳۰ نفر از اعضای خانواده‌اش به دستور حفیظ الله امین کشته شدند.
۱۰ اکتوبر آندروپوف رییس کا گ ب، ببرک کارمل را از چکسلواکی به مسکو احضار کرد!
۲۹ اکتوبر: کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی ( پلیت بورو) نگرانی عمیق خود را از موقعیت افغانستان بیان کرد.
۹ نوامبر نیروهای هوابرد ویژه شوروی وارد افغانستان شدند.
۲ دسمبر اوستینوف دستور طرح احتمالی آمادگی ارتش شوروی را داد.
۱۲ دسمبر، در پولیت بوروی شوروی تصمیم بر برکناری امین گرفته شد.
۲۵ تا ۲۷ دسمبر، ۷۷۰۰ نیروی نظامی شوروی از طریق مرز هوایی وارد افغانستان شدند.
۲۷ دسمبر، نیروهای ارتش شوروی کابل را محاصره کردند، ببرک کارمل قدرت را در اختیار گرفت.
در «عملیات توفان» در ۲۷ دسمبر نیروهای امنیتی کا گ ب امین را درقصر تاج بیگ کشتند.
کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی، اشغال افغانستان را توجیه کرد.
در ۵ جنوری سال ۱۹۸۰شورای امنیت سازمان ملل بحث در باره افغانستان را آغاز کرد و خواهان بازگشت همه نیروهای نظامی خارجی شد، شوروی این قطعنامه را وتو کرد. رای ۱۳ به ۲

کد خبر: 100394