نویسنده:

امیرآصف طیبی- خبرگزاری دید

ما باید نقش و ماموریت ویژه برای خودمان در تحولات منطقه‌ای تعریف کنیم و با مدیریت شرایط و وضعیت کنونی، حداقل از قربانی شدن به پای منافع کشورها و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیش‌گیری نماییم.

سخنان روز گذشته رییس جمهور امریکا و رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان داد که جنگ دیرینه‌ دو کشور وارد فاز تازه شده و البته که با حادثه‌ ترور سردار سلیمانی مقام نظامی ارشد جمهوری اسلامی توسط امریکا این تنش‌ها بین دو کشور وارد مرحله‌ای جدی شده است.
بدون تردید افغانستان به عنوان کشوری که از یک طرف مرز طولانی و روابط تاریخی با جمهوری اسلامی داشته و از سوی دیگر، در بیست سال گذشته حضور سیاسی و نظامی ایالات متحده را تجربه می‌کند، می‌تواند یکی از محورهای اصلی برخورد دو کشور باشد.
حوزه‌ جغرافیایی افغانستان می‌تواند یکی از گزینه‌های اصلی دو طرف برای تداوم این جنجال‌ها و جنگ نیابتی بین تهران و واشنگتن باشد که یقیناً این وضعیت می‌تواند افغانستان را به شدت متاثر سازد. در صورتی که نتوانیم کارشیوه‌ای مبتنی بر منافع ملی خود تعریف نماییم، قربانی بزرگ این جنگ خواهیم بود. بخصوص این که افغانستان به دلیل فقر مزمن و گرفتاری‌های اقتصادی، ظرفیت تبدیل شدن به ابزارهای کارآمد به منظور اجرای سیاست‌های این دو کشور را دارا می‌باشد.
با این حساب، ما باید نقش و ماموریت ویژه برای خودمان در تحولات منطقه‌ای تعریف کنیم و با مدیریت شرایط و وضعیت کنونی، حداقل از قربانی شدن به پای منافع کشورها و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیش‌گیری نماییم. بر این اساس ما نیازمند تدوین کارشیوه‌ای منحصر به خود هستیم؛ کارشیوه‌ای که بتواند منافع ملی ما را تامین کند و روابط ما در سطح جهانی و منطقه‌ای را مدیریت نماید.
از سوی دیگر، شناسایی ظرفیت‌های موجود و ایجاد اجماع سیاسی بر محور منافع ملی می‌تواند گام اساسی باشد در جهت جلوگیری از تبدیل شدن این ظرفیت‌ها به تهدید علیه منافع ملی. در این مقطع ضروری است که دروازه‌های نفوذی کشورها شناسایی و راه آن‌ها سد ساخته شود و به جای آن ضمن تبیین خطرات ابزار شدن برای کشورها و قدرت‌ها، این منفذها تبدیل به فرصتی برای تقویت اجماع سیاسی داخلی مبتنی بر منافع ملی گردد.

کد خبر: 62013