نویسنده:

ایمی م. جیف

منبع:

شورای روابط خارجی

مترجم:

سید طاهر مجاب - خبرگزاری دید

ایران منافع اصلی ملی دارد تا اطمینان حاصل کند هیچ تهدید وحشیانه تحت رهبری داعش در مرزهایش نباشد. این هدف در تقابل با منافع ایالات متحده نیست. در حالی که تشدید حوادث در روزهای اخیر نشان داد ایالات متحده باید روی هزینه‌هایی که ایران می‌تواند بالای منافع آن کشور در تشدید درگیری تحمیل کند، فکر کند.

مادرکلانم جمله‌ای داشت که می‌گفت:« قبل از سخن گفتن فکر کنید.» این گفته که وقتی من و برادرانم کوچک بودیم، گفته می‌شد و هدف آن کمک به ما بود تا بی‌خیالانه چیزی را نگوییم که بعداً پشیمان شویم. هنگام تماشای اخبار مربوط به درگیری بین ایران و ایالات متحده، همواره به یاد حرف‌های مفید مادرکلانم می‌افتادم.
روز‌ها، من تلاش داشتم تا یک وبلاگ با موضوع وضعیت فعلی درگیری در سراسر خاورمیانه ایجاد کنم. تلاش‌های من قبل از تعطیلات کریسمس شروع شد؛ وقتی که من در اوایل ماه دسمبر سعی داشتم مقاله‌ای را که در Houston Chronicle منتشر کردم، مبنی بر این که چطور گسترش ناآرامی‌های سیاسی در خاورمیانه و فراتر از آن، می‌تواند انعطاف‌پذیری عملیاتی تولید‌کنندگان نفت را در چهارچوب سازمان «اوپک» برای پاسخگویی به حوادث غیرمنتظره‌ای که می‌تواند در سال ۲۰۲۰ به بازارهای جهانی نفت ضربه بزند، بروز بسازم.
اما حوادث در منطقه به سرعت اتفاق می‌افتد و اگرچه این نکته اساسی در مورد نفت کاملاً مشهود است، اما به نظر می‌رسد اکنون هرگونه تحلیل جئوپولیتیکی باید با درک بهتر شرایط جئوپولیتیکی پدید‌آمده در اثر حمله امریکا که منجر به کشته شدن سردار ایرانی قاسم سلیمانی شد، آغاز شود.
هر ملت منافع استراتژیک اصلی دارد که با مشخصه‌هایی که آن‌ها را هدایت می‌کند یا ماهیت انحنای ایدئولوژیک یک نخبه حاکم خاص، فرقی نمی‌کند. ما غالباً این امر را در سیاست خارجی ایالات متحده فراموش می‌کنیم که منجر به اشتباهات می‌شود.
ایران منافع اصلی ملی دارد تا اطمینان حاصل کند هیچ تهدید وحشیانه تحت رهبری داعش در مرزهایش نباشد. این هدف در تقابل با منافع ایالات متحده نیست. در حالی که تشدید حوادث در روزهای اخیر نشان داد ایالات متحده باید روی هزینه‌هایی که ایران می‌تواند بالای منافع آن کشور در تشدید درگیری تحمیل کند، فکر کند، رهبران ایران نیز باید در مورد اینکه چطور فعالیت‌های آن‌ها در عراق و سوریه به رشد داعش کمک کرد، تأمل کنند. این امر نیز بسیار مبهم است که آیا بی‌ثباتی دولت‌های همسایه، منافع اصلی ملی مردم ایران است یا خیر. در حقیقت، شبه‌نظامیان نیابتی در منطقه می‌تواند نسبت به حامیانش منافع خود را دنبال کند.
منظور من این است که اگر استراتژیست‌ها سئوال‌های درست را نپرسند، رهبران پاسخ‌های درستی نمی‌گیرند.
ایران، مانند هر کشور دیگر منافع اصلی زیادی دارد و یکی از این منافع اصلی این است که اطمینان حاصل کند دولت، ارتش و شبه نظامیان عراق تهدید مستقیمی برای شهروندان ایران نیستند. برای ایرانیان عادی، حتی آن‌هایی که از سیاست خارجی دولت خود پشتیبانی نمی‌کنند، منطقی است که این نگرانی را داشته باشند. این یک نگرانی اساسی است که از بین نمی‌رود. به عنوان مثال، حتی اگر تغییری در حکومت ایران به وجود آید که طلیعه‌دار یک سیاست خارجی بی‌خطرتر است. «تغییر رژیم»‌ نگرانی ایرانی‌ها را در مقابل عراق تغییر نخواهد داد. هر گونه سیاست خارجی موفق ایالات متحده باید درک کند که تمام ملت‌ها منافع اصلی استراتژیک دارند که فراتر از ایدئولوژی است و اغلب از جفرافیا نشأت می‌گیرد. پایگاه‌های خبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبلیغاتی را نشر می‌کنند که حسن روحانی رییس جمهور ایران را به کشاندن کشور «از وضعیت صلح به وضعیت جنگ» متهم می‌کند. لحن تفسیرها، به ویژه با توجه به اتفاقات بعدی، می‌تواند نشان دهد كه جناح سپاه معتقد است تشدید درگیری در راه است. اما اهداف و انگیزه‌های تاکتیکی سپاه نباید بر تحلیل جغرافیایی ایران و نحوه شکل‌گیری منافع اصلی مشروع این کشور سایه افکند. هرگونه مذاکره برای حل و فصل درگیری باید این موضوع را در نظر گیرد.
قدم بعدی برای تجزیه و تحلیل، در نظر گرفتن حرکت تاریخ است. با نگاهی به درگیری بین ایالات متحده و ایران، بیان کردن احساسات و تمایل مبنی بر این که تاریخ، سرنوشت است، تحریک کننده است. هنگامی که معترضان و رهبران شبه نظامی به سفارت امریکا در بغداد در اواخر دسمبر هجوم بردند، امریکایی‌ها با وحشت تماشا می‌کردند؛ واقعه‌ای که ظاهراً به نظر می‌رسید با هدف یادآوری خاطرات تاریخی اسیر نمودن دیپلمات‌های امریکایی در سال ۱۹۷۹ انجام شد. اما تراژیدی دیگر این است که حمله متعاقب امریکا بالای سلیمانی، تقریباً خشم تازه‌ای را دامن می‌زند که به سرنگونی تاریخی محمد مصدق نخست وزیر ناسیونالیست ایران ارتباط دارد. محمد مصدق در دهه ۱۹۵۰ مشهور به مقاومت در برابر دخالت‌های خارجی در صنعت نفت و امور سیاسی ایران است. تلاش‌های حل و فصل درگیری باید این آسیب‌شناسی‌های تاریخی را برطرف سازد و یا خطر را از بین ببرد.

معترضین ضد دولتی و ناسیونالیستی عراق خواستار ختم فساد گسترده حکومت و اصلاحات اساسی در سیستم فعلی سیاسی شده که به ایران اجازه دخالت در امور هر روزه عراق را داده است. ایران از تجارت زمینی با عراق سود می‌برد و به تازگی شامل توافقات پیچیده انرژی می‌شود که به تهران کمک می‌کند، بخشی از مشکل اقتصادی تحریم‌های ایالات متحده را برطرف کند. معترضان به مدت کوتاه در اواخر دسمبر تولید نفت در میدان کوچک نفتی ناصریه را متوقف کردند و تظاهرکنندگان ضددولتی همچنان سرک‌های منتهی به میدان‌های نفتی در جنوب را مانند میدان مجنون، حتی میدان بزرگ رومیلا را مسدود کرده بودند و کارگران را از رسیدن به این محل‌ها ممانعت کردند. یک خطر مداوم مبنی بر اینکه برخی کارگران نفتی احتمالاً به تظاهرکنندگان ضددولتی بپیوندد، وجود دارد. به نظر می‌رسد ناآرامی‌ها برنامه‌های عراق برای اجرای پروژه‌های یکپارچه در جنوب این کشور – طرح گسترده آب و زیرساخت‌های مورد نیاز برای گسترش آینده تولید نفت عراق و ظرفیت صادرات آن – را به تعویق اندازد.
بنابراین، روش‌های مختلفی وجود دارد که وضعیت فعلی ایالات متحده و ایران و عراق می‌تواند باعث اختلال تازه در عرضه نفت شود. هرگونه افزایش در خشونت‌های مداوم در داخل عراق یک خطر آشکار برای صادرات نفت عراق است. اگر دیپلوماسی که به هدف آرامش اوضاع است پراکنده شود و روابط امریکا و عراق بیشتر خراب گردد و شواهدی مبنی بر سود‌ مستقیم ایران از تجارت نفت عراق وجود داشته باشد، ایالات متحده ممکن تصمیم گیرد تا محدودیت‌های روی صادرات نفت عراق اعمال کند. سرانجام، خطرات مربوط به صنایع نفتی سایر بازیگران منطقه‌ای مانند عربستان سعودی که قبلا حملاتی مرتبط به ایران را متحمل شده، نیز وجود دارد. نبردهای نیابتی که شامل خرابکاری، حملات سایبری و بمباران تاسیسات نفتی سعودی و ایران می‌شود، از دو سال بدینسو ادامه دارد.
وزرای امور خارجه عربستان سعودی، مصر، اردن، یمن، سودان، سومالی، اریتره و جیبوتی در ریاض دیدار کردند تا در مورد همکاری در زمینه تهدیدات ضد حمل و نقل در امتداد دریای سرخ و خلیج عدن گفت‌وگو کنند. ایالات متحده و انگلیس حضور نظامی خود را برای محافظت از حمل و نقل در داخل و اطراف تنگه هرمز افزایش می‌دهند.
هرگونه تلاش دیپلوماتیک برای خنثی کردن اوضاع فعلی ایران و امریکا، باید با دقت مسیر پیشبرد با عراق را در نظر گیرد. شکی نیست که ایالات متحده باید منافع منطقه‌ای گسترده‌تری را در نظر گیرد، اما هر راه‌حلی باید به جای تمرکز زیاد بر انحنای ایدئولوژیک، نگرانی‌های اصلی امنیت ایران را در نظر بگیرد. رهبران عراق باید واقعیت محزون همسایگی کشور را بررسی کنند. خروج مشاوران ایالات متحده از عراق مشکلات عظیم این کشور را برطرف نمی‌کند، همانطور که حوادث در سوریه و لیبیا نشان می‌دهد، تعداد زیادی از بازیگران دیگر همانند ایران هستند که این خلا را در عراق پر کنند
زمان آن فرا رسیده است تا به الگوهای تکراری مرگ و میر که جئوپلیتیک نفت را در خاورمیانه مشخص کرده، نقطه پایان بگذاریم. نسل جوان ایران، عراق و سایر جوانان از سراسر منطقه سزاوار بهتر از این هستند. امیدوارم آستانه موفقیت چند روز گذشته به همه طرف‌های درگیر، انگیزه مذاکره را برای آینده متفاوت با حسن نیت فراهم کند.

کد خبر: 62119