نویسنده:

زینب‌ثنا حسینی

برنامه‌های محو خشونت علیه زنان و استراتژی مبارزه با این پدیده که از سوی نهادهای مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق زنان در نزدیک به دو دهه گذشته عملی گردیده است نیز، ناکارآمد، مقطعی و موردی بوده است.

شکنجه لعل‌بی‌بی داستان تکرار از سریال زندگی زن افغانستانی است؛ خشونت علیه زنان در این سرزمین ریشه‌های دیرینه دارد و به شکل نهادینه شده و سیستماتیک و به شیوه‌های گوناگون ادامه می‌یابد. لعل‌بی‌بی تنها قربانی پدیده‌ خشونت نیست، اولین قربانی هم نیست و آخرین آن نیز نمی‌باشد. این سریال چندین قرن است که ادامه دارد و این مورد تنها «مُشت نمونه خروار است.»
زن افغان با بدن‌های کبود، صورت نیلی، گوش و بینی بریده، ناخن‌های کشیده شده، استخوان شکسته، دهن پر از خون، زندانی شدن در خانه، محرومیت از حقوق انسانی و شهروندی، ازدواج زیر سن، ازدواج اجباری و در یک جمله زجر کشیدن و درد کشیدن، پیوند دیرینه دارد به درازنای تاریخ این جامعه و این سرزمین.
فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای افغانستانی، زن را انسان درجه دوم، مال مرد و در اختیار او می‌داند و تا زمانی که با این سنت و این فرهنگ زندگی کنیم، شکنجه، خشونت و لت و کوب نیز عادتی است که کنار گذاشتنی نبوده و نباید انتظار داشت که در حاکمیت سنت‌ها و باورهای ناپسند کنونی، لعل‌بی‌بی و امثال او، زندگی کنند. آنها باید شکنجه شوند، بدن‌های شان لخته لخته گردد و حتا آتش زده شوند.
البته که برنامه‌های محو خشونت علیه زنان و استراتژی مبارزه با این پدیده که از سوی نهادهای مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق زنان در نزدیک به دو دهه گذشته عملی گردیده است نیز، ناکارآمد، مقطعی و موردی بوده است. اکثر این برنامه‌ها بدون درک ریشه‌های خشونت، با حقوق زنان پروژه‌ای برخورد کرده و هیچگاه برنامه‌های کارآمد و اصولی برای تامین حقوق زنان در نظر نگرفته است.
از سویی هم، حاکمیت فرهنگ قانون گریزی و معافیت باعث شده که عاملان خشونت علیه زنان نیز با خیال آسوده به جنایت‌های شان ادامه دهند و در نبود قانون، هیچگاه به مجازات و کیفر لازم نرسیده‌اند. همین برخورد پروژه‌ای و سطحی باعث گردیده که پدیده‌ خشونت علیه زنان همچنان از این قشر قربانی بگیرد و با وجود هزینه‌های هنگفت در این زمینه، نه تنها خشونت علیه زنان کاهش قابل توجهی نیافته که در مواردی، نحوه‌ خشونت بسیار فاجعه‌بارتر و وحشتناک‌تر از گذشته بوده است.

کد خبر: 62357