نویسنده:

احمدی

ویدیوهایی که شور و شعف صدها تن از جوانان و شهروندان کاپیسا را نمایش می‌داد که به استقبال از افتتاح این کمپنی، بوتل‌بازی می‌کردند و حتی به قصد مزاح و شوخی ده‌ها بوتل را حواله سر و روی رهبران تیم سازنده این کمپنی می‌نمودند.


از بس که راننده موترش را در چاله و چقری‌های سرک بِرک و ریز می‌داد، احساس می‌کردم که دل و روده و معده یکجا شده‌ است، تا این که به ایستگاه آخر رسیدیم و پیاده شدم. به سختی می‌توانستم حرکت کنم و برای حساب کرایه، ۵۰ افغانیگی را به درایور تقدیم کردم. یک بیست افغانیگی و یک ۱۰ افغانیگی که انگار بازمانده انتحاری‌های کابل یا مچاله شده‌ در دست زنان بود، به من بازگرداند. ذره‌بین‌وار پشت و رویش را چک می‌کردم که با لحن تند آقای درایور مواجه شدم که گفت:«برو بیادر چقه سیل می‌کنی، اینم از تولیدات اشرف غنی است». چشمانم از حدقه بیرون زد و میزان محبوبیت غنی بابا را دانستم که حتی در موضوعات پولی و کرایه موتر ورد زبان‌هاست. بی هیچ مقاومتی به‌سوی دفتر حرکت کردم. اطراف سرک تزئین شده بود از عکس‌های اشرف غنی که شعارهای «یکبار دیگر محمد اشرف غنی» در آن نقش بسته بود، اما مجذوب کننده‌تر مواد زرد رنگی بود که شهروندان کابل به‌خاطر محبت زیاد حواله آن تصویر کرده بودند. با فکر مغشوش و مشغول به‌خاطر کهنه بودن ۳۰ افغانی پول که بیشتر برایم تفاله پول بود به دفتر رسیدم و بدون مقدمه سراغ لپ‌تاپم رفتم و برای اینکه از احوالات روز، دنگ و فنگ انتخابات، لاف و گزاف زلمی خلیل‌زاد و شعارهای حکیم تورسن آگاه شوم، فیسبوکم را باز کردم.
ای وای چه می‌دیدیم؟ یعنی امکان داشت؟ باورم نمی‌شد!
خبر غیرمترقبه‌ای که بیننده و شنونده را در حیرت فرو می‌برد. تعداد زیادی از کاربران فیسبوک از باز شدن کمپنی بوتل‌سازی تیم دولت‌ساز به رهبری محمد اشرف غنی در ولایت کاپیسا خبر داده بودند. ویدیوهایی که شور و شعف صدها تن از جوانان و شهروندان کاپیسا را نمایش می‌داد که به استقبال از افتتاح این کمپنی، بوتل‌بازی می‌کردند و حتی به قصد مزاح و شوخی ده‌ها بوتل را حواله سر و روی رهبران تیم سازنده این کمپنی می‌نمودند. آنان با جیغ و داد از دولت‌ساز استقبال کردند و با صداهای رسا اعلام کردند که به این تیم رأی می‌دهند.
تازه حکمت شعار «یکبار دیگر محمد اشرف غنی» را درک کردم و تمام باورهای سیاسی و بروزی که داشتم به یکباره تغییر کرد و عهد کردم که در انتخابات رأی خود را به نفع دولت‌ساز همچون بوتل در صندوق پرتاب کنم. هیچ‌کسی نمی‌تواند همانند دکتر غنی و یارانش فابریکه بوتل‌سازی بسازد و زمینه تفریح و تجمع و بوتل‌بازی برای شهروندانش را فراهم نماید. ضرورت واضح است که از تولیدات وطنی خودمان استقبال کرده و در سیاست و اقتصاد بوتلی کشور نقش سازنده‌ای را به‌دست اجرا بگذاریم، زیرا در ۵ سال گذشته اقتصاد افغانستان به قوطی کنسرو ماهی تبدیل شده بود. برای دیگر نامزدان فریاد می‌زنم که از داکتر غنی یاد بگیرند و در بهبود اقتصاد و کارآفرینی جوانان سهیم شوند.

کد خبر: 53547