نویسنده:

شکوهمند- خبرگزاری دید

جمهوریت اتساع ثبات پایدار سیاست، و پرچمی است که هویت جمعی مان زیر سایه آن تعریف می‌شود

افغانستان در آستانه تحولی عظیم قرار دارد، روند صلح روز به روز وارد مراحل حساس‌تر می‌شود و جدال میان جمهوریت و امارت طالبانی داغتر و شعله‌ورتر می‌شود. یک سوی میز دولت جمهوری اسلامی افغانستان قرار دارد، در سوی دیگر میز گروه طالبان، یکی نماینده جمهوریت است و آن دیگری نماینده تفکر دگم مذهبی و امارت. ایالات متحده و روسیه و چین، جمع همسایه‌های افغانستان گل روی هیچ طرف را سبک و سنگین نمی‌کنند؛ زیرا هر کشور به دنبال منافع خویش است که از معرکه به دست آورد.
آنچه در این میان اهمیت مضاعف می‌یابد، مسئله پاسداری از «جمهوریت» است که سرنوشت ملت افغانستان با آن گره خورده و شکی در آن نیست که آینده میهن مان با آن رقم خواهد خورد. در این جا منظور از جمهوریت نه مجموعه حاکم است و نه اجماع رهبران سیاسی، نه چانه زدن بر سر زمام امور و قدرت است و نه شکل و شمایل کابینه. جمهوریت، حفظ تمام دستاوردهایی است که در بیست سال گذشته با بهای ریختن خون هزاران فرزند نازنین این میهن به دست آمده است. جمهوریت اتساع این ارزش‌ها به سوی ثبات پایدار و مبارزه با هر انقطاعی است که در روال معمول سیاست و قدرت در افغانستان، هر ازچند گاهی همه چیز را با صفر جنگ می‌دهد.
اگر نگاهی گذرا به تاریخ چند دهه اخیر کشور بیندازیم که وضعیت کنونی ما نیز محصول مستقیم آن است، به خوبی درک می‌کنیم که هر انقطاع تاریخی که رخ داده، به «جمهوریت» مستقیماً ضربه زده و گام‌های نوپای ما را لرزانده است.
افغانستان در دهه چهل خورشیدی، دهه قانون اساسی و دموکراسی را تجربه کرد و می‌رفت که آرام آرام ثبات سیاسی پایدار را در یک نظام مشروطه تجربه کند، اما کودتای داوود خان انقطاع هولناکی بود که کشور را به سوی ورطه خونین کودتای سرخ هفت ثور پرتاب کرد. سپیده دم هفتم ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی، نقطه‌ای است که ته مانده‌های دهه دموکراسی و جمهوریت توتالیتر داوودخان را به اعماق تاریخ ارسال کرد و تیتراژی شد برای چهار دهه بحران خونین در کشور. انقطاع بعدی، دهه هفتاد خورشیدی است با چاشنی تلخ فروپاشی قوای مسلح، جنگ‌های داخلی، ظهور گروه طالبان، قتل‌ عام‌های مزار و یکاولنگ، اعمال سیاست زمین سوخته در تاکستان‌های شمالی و سرانجام فرو ریختن بودا به دست قوادان تاریخ.
جمهوریت چیست؟
فروپاشی قوای مسلح مقتدر اسبق کشور جمهوریتی بود که متلاشی شد، بودا جمهوریتی بود که فرو ریخت، همزیستی مسالمت آمیز اقوام کشور جمهوریتی بود که قربانی جنگ‌های خونین قومی شد. وحدت و همگرایی مذهبی کشور جمهوریتی بود که از سوی داعش و طالب نشانه گرفته شد و زنانی که هر روز در دادگاه‌های صحرایی شلاق می‌خورند، جمهوریتی در حال سرکوب هستند.
اکنون نیز جمهوریت تلاش برای برنگشتن به عقب، نپذیرفتن فتواهای ملایی چرکین و فراری و قرون وسطایی و وحشی است. جمهوریت نشستن در کافه‌ای در پل سرخ کابل است، جمهوریت گذاشتن ریش به دل خود است، جمهوریت احترام به تساوی حقوق زنان است، جمهوریت دیدن یک برنامه تفریحی موسیقی در کانون گرم خانواده از تلویزیون است، جمهوریت احترام به تفاوت‌های ظاهری و فکری کسی است که در کوچه یا محله یا شهر یا کشور با من یا با تو اختلاف دارد. جمهوریت پولیسی است که تامین امنیت می‌کند، سربازی است که خونش می‌ریزد، جمهوریت اتساع ثبات پایدار سیاست، و پرچمی است که هویت جمعی مان در زیر سایه آن تعریف می‌شود.
بناءً حمایت و پاسداری از جمهوریت اوجب واجبات هر فرد این کشور است تا بار دیگر در زمان سفر نکند و هفت ثورها و دهه هفتادهای دیگری را رقم نزند. جمهوریت بودن یا نبودن حکومت کنونی نیست که در لج و لجبازی با آن کشور را روی آتشفشان قرار بدهیم، پس هر رهبر سیاسی، هر متنفذ قومی، هر بزرگ اجتماعی، هر دانشجو، هر معلم، هر جوان، هر پیر و هر زن و مرد افغانستان مسئول است که از جمهوریت دفاع کند. ما در بزنگاه تاریخ قرار داریم، بیایید که همه چیز را سفید کنیم.

کد خبر: 88987