سفرهای مذاکراتی خلیلزاد شبیه «چرخ و فلکی» است که هی می‌چرخد و می‌چرخد و می‌چرخد ولی به مقصد نمی‌رسد؛ چون مقصدی وجود ندارد که برسد، چون دور باطل است.


دو روز پیش دور سوم سفرهای مذاکراتی زلمی خلیلزاد نماینده ویژه وزارت امور خارجه امریکا برای گفت‌وگوهای صلح افغانستان آغاز شد. در این دوره به لیست کشورهایی که آقای خلیلزاد به آن‌ها سفر خواهد کرد، روسیه و بلژیک نیز افزوده شده است.
هرچند سفرهای خلیلزاد در دو دوره گذشته توانسته به طور ضمنی اجماعی را در منطقه برای پیش‌برد روند صلح افغانستان شکل بدهد، ولی تا رسیدن به صلح و جذب گروه طالبان در بدنه قدرت سیاسی کشور به نظر می‌رسد راه طولانی و بس ناهمواری در پیش است.
با توجه به نشست مسکو که در آن نمایندگان گروه طالبان حضور پررنگ داشتند و کابل اصلاً اشتراک نکرد، اظهارات اخیر وزیر دفاع امریکا، اظهارات روز گذشته دبیرکل ناتو، عدم رسمیت کابل برای طالبان و یگانه شرط آن‌ گروه برای گفت‌وگوهای صلح( خروج نظامیان خارجی)، این پرسش مطرح می‌شود که نتیجه سفرها و تلاش‌های خلیلزاد چه خواهد بود و این دور تا چند ادامه خواهد یافت.
وضعیت امنیتی افغانستان، اظهارات مقامات نظامی امریکایی و ناتو، تلاش‌های صلح خلیلزاد و دلیرتر شدن گروه طالبان به جمع اضدادی می‌ماند که باید در یک محور قرار بگیرد.
گذشته از این، باید اذعان کرد که کشورهای قدرتمندی، هم در سطح منطقه و هم در سطح جهان، در افغانستان منافع و دیدگاه‌هایی دارد.
فدراسون روسیه، جمهوری اسلامی ایران، هندوستان، چین، پاکستان و عربستان سعودی از جمله کشورهایی هستند که در افغانستان تاثیرگذار بوده و هر کدام منافعی دارند.
بخش دیگر مسئله بر می‌گردد به ناتو و امریکا.
جیمز متیس وزیر دفاع امریکا در اظهاراتی گفت که این کشور به فکر خروج حد اقل زودهنگام از افغانستان نیست.
ینس استولتنبرگ دبیر کل ناتو نیز روز گذشته در بروکسل گفت که هزینه خروج از افغانستان بیشتر از هزینه ماندن در این کشور است.
جنرال مکنزی فرمانده کل نیروهای امریکایی و ناتو در خاورمیانه نیز تاکید کرده که هنوز نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان قادر به مقابله با تروریزم نیست و باید از سوی نیروهای ناتو حمایت شود.
در بعد داخلی، حفظ دستاوردهای ۱۷ ساله اخیر، حقوق زنان، حقوق بشر، قانون اساسی و پذیرفتن نظام سیاسی کنونی از مسایلی است که در مذاکره با گروه طالبان باید مد نظر باشد.
اکنون با توجه به مسایل ذکر شده، به نظر می‌رسد که ماموریت زلمی خلیلزاد بیشتر به « تیر در تاریکی انداختن» می‌ماند تا دیپلماسی برای صلح.
سفرهای مذاکراتی خلیلزاد شبیه «چرخ و فلکی» است که هی می‌چرخد و می‌چرخد و می‌چرخد ولی به مقصد نمی‌رسد؛ چون مقصدی وجود ندارد که برسد، چون دور باطل است.
خلیلزاد چه باید بکند؟
او باید روسیه و ایران و پاکستان و چین و هند و عربستان سعودی را در یک صف واحد قرار دهد( اجماع منطقه‌ای). طالبان را متقاعد کند که کابل را به رسمیت شناخته خروج نیروهای خارجی را از مینوی شروط مذاکراتی شان حذف کنند. پاهای لرزان کابل را استوار نگهدارد که اجماع ملی از هم فرونپاشد. کاخ سفید را هم متقاعد کند که باز هم برای کشوری محصور در خشکه دست و دل بازی کند و این یعنی جمع اضداد به معنای دقیق کلمه.
به فرض محال که موارد ذکر شده به نتیجه رسید و طالبان هم به خیر و سلامت وارد کابل شدند؛ آیاد صلح و آرامش تامین می‌شود؟
پاسخ متاسفانه منفی است. چون به گفته مقامات امنیتی افغانستان و ناتو، بیش از بیست گروه و سازمان تروریستی در کشور فعال است و برای جذب هر کدام در روند صلح باید خلیلزاد سفرهای زیادی داشته باشد.
شیخ اجل سعدی چه زیبا فرموده است:«ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی! کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است».
شکوهمند – خبرگزاری دید


کد خبر: 38743