این نوع روش تربیتی، به جنس مونث القا می‌کند که جنسی مستقل نیست و نیاز به فرد یا افرادی برای مراقبت دارد و نهایتاً زنان با این باور وارد جامعه می‌شوند که «جنس دوم» هستند.


سمیه، جویای کار بود و از اداره‌ای به اداره دیگر برای مصاحبه و استخدام می‌رفت. فشارهای اقتصادی او را مصمم کرده بود تا شامل شغلی، با معاش قابل توجه شود.
پس از چند ماه، افسردگی به سراغش آمد. به شب‌های امتحان فکر می‌کرد و به بی‌خوابی‌هایی که صرف درس خواندن کرده بود. او با خودش می‌گفت:« چه بلایی بر سرم آمده است که هر جایی برای کار می‌روم جنسیت پررنگ می‌شود و مردی که با من مصاحبه می‌کند شماره تیلفونم را می‌گیرد و بلافاصله بعد از خروجم، به جایی خاص دعوت می‌کند.»
این داستان تنها برای سمیه نیست. در رسانه‌ها و در شبکه‌های اجتماعی، شاهد گزارش‌های زیادی از خشونت و آزار جنسی هستیم و منحصر به محیط کاری هم نیست. اعتراض‌ها به صورت نوشتار و شفاهی نشر و باز نشر می‌شود، اما پس از چندی باز هم شاهد گزارش‌های دیگر هستیم.
برای جلوگیری و کاستن از این نوع اتفاق‌های ناگوار، نیاز به یک راه حل بومی با توجه به تجربه‌های جهانی داریم. آن چیزی که می‌توان از کشورهای توسعه یافته آموخت، تاکید بر آموزش از سنین کودکی روی مفهوم برتری جویی و قدرت است.
مفهوم «برتر» بودن مردان و «ضعیفه» خواندن زنان، از سنین کودکی به زنان القا شده است، والدین به فرزاندن پسرشان همیشه تلقین می‌کنند تا مراقب خواهر کوچکشان باشند. این نوع روش تربیتی، به جنس مونث القا می‌کند که جنسی مستقل نیست و نیاز به فرد یا افرادی برای مراقبت دارد و نهایتاً زنان با این باور وارد جامعه می‌شوند که «جنس دوم» هستند.
صحبت کردن از خشونت و ساکت نماندن، همانند آنچه در فضای مجازی برخی از زنان با هشتگ«me too » آغاز کردند، از اقدام‌های سازنده‌ایست که باعث کاهش تدریجی این پدیده غیر اخلاقی و غیرقانونی می‌شود.
به عبارت دیگر، بسیاری از اوقات زنان از ترس این که حیثیت اجتماعی خودشان را از دست ندهند، از آزارهای جنسی صحبت نمی‌کنند و این باور نادرست نیز تقویت می‌شود.
مسلماً این نوع اقدامات در شبکه‌های اجتماعی باید با اقدامات بومی همراه شود و راه‌های حل متفاوتی به جامعه ارایه کند. به نظر نگارنده، مهم‌ترین و تاثیرگذارترین راه حل؛ بازخوانی نصاب تعلیمی معارف با رویکرد «برابرگرایانه» است.
اگر رویکرد اصالت فرهنگ را نیز بپذیریم، به این مهم پی می‌بریم که علت‌العلل مشکلات و چالش‌هایی که در جامعه با آن مواجه هستیم، ریشه در فرهنگ دارد و فرهنگ نیز در معارف جامعه شکل می‌گیرد.
سید حسن واحدی


کد خبر: 38621