قضایای کشور آن گونه که اکنون از سوی برخی عناصر و نهادها آغاز گردیده است، با توجه به شدت یافتن قطب‌بندی‌های منطقه‌ای، خواسته و ناخواسته افغانستان را به سوی سوری ساختن بحران کشور سوق می‌دهند.


هم‌زمان با تشدید تلاش‌های خلیلزاد برای وارد ساختن طالبان به ساختار قدرت سیاسی کشور؛ با نفی تمام ارزش‌های دمکراسی و بر محوریت عربستان سعودی و پاکستان، سوق دادن حملات طالبان بر مناطق هزاره نشین از یکسوی و تلاش برای بزرگ نمایی و طرح موضوع «فاطمیون» از طرف حلقه‌های خاص وابسته به خارجی‌ها از جانب دیگر؛ چنین گمانه را تقویت می‌کند؛ برای کمرنگ ساختن جنایات طالبان و موجه ساختن آنان، و نیز بها و امتیاز دادن به عربستان و پاکستان، موضوع «فاطمیون» را برای به انزوا بردن و توجیه کشتار مردم هزاره فراهم سازند، گویا که سیاست «عبدالرحمن خانی» بگونه‌ای دیگر درحال اجرا شدن است.
حال آن که هزاران افغان از دیگر اقوام این کشور و از آدرس‌های دیگر به نفع عربستان سعودی در جنگ یمن و در جبهه داعش در سوریه کشانیده شدند، اما هیچ تحلیل‌گر و محقق و پژوهشگر و مرکز مطالعاتی و نهادسیاسی، حتا اشاره به آن ندارد و بدور از انصاف نسبت به آن چشم خود را بسته‌اند.
بنابر این طرح یک طرفه و جانبدارانه، قضایای کشور آن گونه که اکنون از سوی برخی عناصر و نهادها آغاز گردیده است، با توجه به شدت یافتن قطب‌بندی‌های منطقه‌ای، خواسته و ناخواسته افغانستان را به سوی سوری ساختن بحران کشور سوق می‌دهند؛ چنین سیاستی علاوه بر بی‌انصافی، روشی غیر واقع بینانه می‌باشد و به نفع هیچ طرف نخواهد بود.
بنابراین، سیاستمداران و تحلیلگران کشور باید از طرح جانبدارانه و تبعیض‌آمیز قضایا خود داری نموده و به این نکته ظریف و خطرناک هوشیار باشند.
(این متن بدان خاطر نگاشته شده است که از هنگام شدت یافتن حملات طالبان بر مناطق هزاره‌نشین از زبان چهره‌های رسمی و غیررسمی سیاسی و اغلب در ارتباط با حلقه‌های خارجی، مردم هزاره به اتهام گرفته شده اند.)
از صفحه فیسبوک عبدالشکور اخلاقی


کد خبر: 37762